فرهنگ آریان‌پور

فشردن

#۱۴۶٬۵۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

crush

فشردن، چلاندن، له شدن، خردشدن، با صدا شکستن، (مجازى) شکست دادن، پیروز شدن بر

۲

squeeze

فشردن، له کردن، چلاندن، فشار دادن، آب میوه گرفتن، به زور جا دادن، زور آوردن، فشار، فشرده، چپاندن

۳

wad

لایى، کهنه، نمد، آسترى، توده کاه، توده، کپه کردن، لایى گذاشتن، فشردن

۴

wring

(past: wrung ; past participle: wrung) ـ فشردن، چلاندن، به زور گرفتن، غصب کردن، انتزاع کردن، پیچاندن، منحرف کردن

۵

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ press pressurization

۶

twitch

(twitch grass =) ـ تکان ناگهانى، ناگهان کشیدن، جمع شدن، به هم کشیدن، گره زدن، فشردن، پیچاندن، سرکوفت دادن، منقبض شدن، کشش، حرکت یا کشش ناگهانى

۷

tighten

سفت کردن، محکم کردن، تنگ کردن، فشردن، بستن، کیپ کردن، سفت شدن

۸

pressure

فشار، بار سنگین مصائب و سختیها، مشقت، فشردن، مضیقه

۹

twitch grass

(twitch =) ـ تکان ناگهانى، ناگهان کشیدن، جمع شدن، به هم کشیدن، گره زدن، فشردن، پیچاندن، سرکوفت دادن، منقبض شدن، کشش، حرکت یا کشش ناگهانى