فرهنگ آریانپور
فشردگی
#۱۴۶٬۵۷۹
strangulation
فشردگى، اختناق، خفه سازى، حالت خفقان
jam
گیر کردن چپاندن، مربا، فشردگى، چپاندن، فرو کردن، گنجاندن (با زور و فشار)، متراکم کردن، شلوغ کردن، شلوغ کردن (با آمد و شد زیاد)، بستن، مسدود کردن، وضع بغرنج، پارازیت دادن
distraint
توقیف اموال، فشار، فشردگى، (حقوق) اکراه و اجبار، گروکشى
compaction
عمل به هم چسباندن، عمل ریز بافتن، پیمان، فشردگى، فشرده سازى
compression
تراکم، متراکم سازى، هم فشارش، به هم فشردگى، اختصار
coarctation
تنگى، فشردگى، تنگى مهبل
density
تراکم، چگالى، غلظت، انبوهى