فرهنگ آریان‌پور

فشاری

#۱۴۶٬۵۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

compressive

هم فشارنده، فشارى، مایه تراکم، فشرده

۲

superincumbent

(مجازى) داراى فشار زیاد، فشارى، خمیده، از بالا