فرهنگ آریان‌پور

فشار قرار دادن - تحت -

#۱۴۶٬۵۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

tension

کشش، تنش، کشمکش، امتداد، تمدد، قوه انبساط، سفتى، فشار، بحران، تحت فشار قرار دادن

۲

suppress

موقوف کردن، توقیف کردن، فرو نشاندن، خواباندن، پایمال کردن، مانع شدن، تحت فشار قرار دادن، منکوب کردن