فرهنگ آریان‌پور

فسخ نشدنی

#۱۴۶٬۴۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

irrevocable

غیر قابل فسخ، (در مورد عقد) لازم، قطعى

۲

indissoluble

حل نشدنى، تجزیه نا پذیر، آب نشدنى، ناگداز، غیر قابل حل، به هم نخوردنى، منحل نشدنى، ماندگار، پایدار