فرهنگ آریانپور
فس فس کردن
#۱۴۶٬۳۸۱
dally
وقت را به بازى گذراندن، طفره زدن، تاخیر کردن
dawdle
بیهوده وقت گذراندن، اتلاف وقت، اهمال کار
linger
درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن
pussyfoot
(مثل گربه) دزدکى راه رفتن، آهسته و دزدکى کارى کردن، طفره رفتن، تمجمج کردن