فرهنگ آریان‌پور

فس فس‌ کردن

#۱۴۶٬۳۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

dally

وقت را به بازى گذراندن، طفره زدن، تاخیر کردن

۲

dawdle

بیهوده وقت گذراندن، اتلاف وقت، اهمال کار

۳

linger

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن

۴

pussyfoot

(مثل گربه) دزدکى راه رفتن، آهسته و دزدکى کارى کردن، طفره رفتن، تمجمج کردن