فرهنگ آریان‌پور

فزونی

#۱۴۶٬۳۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

excess

فزونى، زیادتى، زیادى، افراط، بى اعتدالى، اضافه excess overage

۲

amplitude

فزونى، دامنه، فراخى، فراوانى، استعداد، میدان نوسان، فاصله ى زیاد، بزرگى، درشتى، انباشتگى، سیرى، کمال

۳

intension

(intensity =) ـ سختى، شدت، فزونى، نیرومندى، کثرت

۴

intensity

شدت، (intension) سختى، فزونى، نیرومندى، قوت، کثرت

۵

preponderate

سنگین تر بودن، چربیدن بر، افزودن، فزونى

۶

preponderance

برترى، مزیت، فضیلت، فزونى، سنگین ترى preponderancy

۷

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز

۸

swell

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى

۹

overrun

(past: overran ; past participle: overrun) ـ تاخت و تاز کردن، تاراج کردن، سرتاسر محلى را فراگرفتن، تجاوز، تجاسر، آب لبریز شده

۱۰

extreme

بشدت، بافراط

۱۱

plethora

ازدیاد خون در یک نقطه، افراط، ازدیاد

۱۲

abundance

فراوانى، وفور