فرهنگ آریان‌پور

فزون‌ کاری‌ کردن

#۱۴۶٬۳۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

overdo

(past: overdid ; past participle: overdone) ـ بیش از حد انجام دادن، بحد افراط رساندن