فرهنگ آریان‌پور

العمل - حق -

#۱۴٬۶۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

premium

جایزه، پاداش عمل، پاداش نیکو، صرف برات، حق صرافى، انعام، مزایا، وثیقه، حق بیمه، حق العمل، اعلاء

۲

brokerage

پول دلالى، حق العمل، مزد دلالى

۳

commission

ماموریت، تصدى، حق العمل، فرمان، حکم، هیئت، مامورین، کمیسیون، انجام گماشتن، ماموریت دادن