فرهنگ آریان‌پور

فریفتن

#۱۴۶٬۳۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fob

فریفتن، گول زدن، فریب دادن، جیب جلیقه مخصوص ساعت و غیره، زنجیر ساعت، به جیب ریختن

۲

entice

فریفتن، اغوا کردن، تطمیع، به دام کشیدن، جلب کردن

۳

deceive

فریفتن، فریب دادن، گول زدن، اغفال کردن، مغبون کردن

۴

jilt

زنى یا مردى که معشوق خود را یکباره رها کند، ناگهان معشوق را رها کردن، فریفتن، بیوفا

۵

lure

وسیله تطمیع، طعمه یا چیز جالبى که سبب عطف توجه دیگرى شود، گول زنک، فریب، تطمیع، به وسیله تطمیع به دام انداختن، به طمع طعمه یا سودى گرفتار کردن، فریفتن، اغوا کردن

۶

poop

کشتیدم، صداى قلپ، صداى کوتاه، قسمت بلند عقب کشتى، صداى بوق ایجاد کردن، قورت دادن، تفنگ در کردن، باد و گاز معده را خالى کردن، گوزیدن، باعقب کشتى تصادم کردن، فریفتن، آدم احمق، از نفس افتادن، خسته و مانده شدن، تمام شدن واژه هاى شامل

۷

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن

۸

decoy

طعمه یا دام یا تورى براى گرفتن اردک و مرغان دیگر، (مجازى) تله، دام، وسیله تطمیع، به دام انداختن، فریفتن

۹

hocus

نوشابه دارو زده، (ک.، معنى مجازى) فریب، حقه، فریب دهنده، فریفتن، گول زدن

۱۰

doodle

ابله، گول زدن، فریفتن، سر و صدا کردن

۱۱

hustle

هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور

۱۲

bewitch

افسون کردن، فریفتن، مسحور کردن

۱۳

enchant

افسون کردن، سحر کردن، جادو کردن، مسحور شدن، فریفتن، به دام عشق انداختن

۱۴

intrigue

دسیسه کردن، توطئه چیدن، فریفتن

۱۵

inveigle

از راه به در بردن، فریفتن، سرگرم کردن، گمراه کردن و بردن، به دام انداختن

۱۶

captivate

شیفتن، فریفتن، اسیر کردن

۱۷

hornswoggle

گول زدن، فریب دادن، فریفتن