فرهنگ آریان‌پور

فریبنده

#۱۴۶٬۲۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

alluring

فریبنده، تطمیع کننده

۲

delusive

فریبنده، گمراه کننده، موهوم، واهى، بى اساس

۳

glamorous

فریبنده، طلسم آمیز، مسحور کننده

۴

witch

زن جادوگر، ساحره، پیره زن، فریبنده، افسون کردن، سحر کردن، مجذوب کردن واژه هاى شامل

۵

charmer

جذاب، دلربا، افسونگر، فریبنده

۶

sleekit

نرم، حیله گر، فریبنده

۷

tempter

وسوسه گر، فریبنده، اغوا کننده، شیطان

۸

winning

برنده، دلکش، فریبنده، برد، فتح و ظفر

۹

captious

ایرادگیر، فریبنده، عیب جو، حیله گر، وسیع

۱۰

enticing

کشنده، فریبنده، اغوا کننده

۱۱

ravishing

دلربا، دلکش، فریبنده، جاذب، ربایش، ربودگى، زناى به عنف، هتک ناموس

۱۲

attractive

کشنده، جاذب، جالب، دلکش، دلربا، فریبنده

۱۳

sophisticate

خبره و پیشرفته کردن، سفسطه کردن، رنگ و آب فریبنده زدن به، از اصالت و سادگى انداختن، فریبنده

۱۴

catching

(past: caught ; past participle: caught) ـ گرفتن، از هوا گرفتن، به دست آوردن، جلب کردن، درک کردن، فهمیدن، دچار شدن به، عمل گرفتن، اخذ، دستگیره، لغت چشمگیر، شعار

۱۵

charming

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن

۱۶

seductress

زن اغوا کننده، دلفریب