فرهنگ آریان‌پور

فریبندگی

#۱۴۶٬۲۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

charm

افسون، طلسم، فریبندگى، دلربایى، سحر افسون کردن، مسحور کردن، فریفتن، شیفتن

۲

grace

توفیق، فیض، تائید، مرحمت، براز، زیبایى، خوبى، خوش اندامى، ظرافت، فریبندگى، دعاى فیض و برکت (قبل یا بعد از غذا)، خوش نیتى، بخشایندگى، بخشش، بخت، اقبال، قرعه، جذابیت، افسونگرى، مورد لطف قرار دادن، آراستن، زینت بخشیدن، فیض الهى بخشیدن، تشویق کردن، لذت بخشیدن، مشعوف ساختن

۳

glamor

(glamour =) ـ طلسم، جادو، فریبندگى، دلیرى، افسون، زرق و برق

۴

glamour

(glamor =) ـ طلسم، جادو، فریبندگى، دلیرى، افسون، زرق و برق

۵

witchery

جادوگرى، جادو، سحر، فریبندگى

۶

enchantment

افسون، جادو، سحر