فرهنگ آریان‌پور

فریب

#۱۴۶٬۲۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fraud

فریب، حیله، (حقوق) کلاه بردارى، تقلب، فن، گوش بر، شیاد

۲

delusion

فریب، اغفال، پندار بیهوده، وهم

۳

defraudation

فریب، کلاهبردارى

۴

cheat

آدم متقلب و فریبنده، فریب، گول، فریب دادن، خدعه کردن، گول زدن، جر زدن

۵

feint

وانمود، نمایش دروغى، تظاهر، خدعه، فریب، (علوم نظامى) حمله خدعه آمیز، وانمود کردن

۶

abusive

سوء استفاده، سوء استعمال، شیادى، فریب، دشنام، فحش، بد زبانى، تجاوز به عصمت، تهمت، تعدى ناسزاوار، زبان دراز، بدزبان، توهین آمیز

۷

dubiety

شک، تردید، فریب

۸

fiction

افسانه، قصه، داستان، اختراع، جعل، خیال، وهم، دروغ، فریب، بهانه

۹

deception

نیرنگ، فریب، گول، حیله، فریب خوردگى، اغفال

۱۰

allurement

تطمیع، اغوا، فریب

۱۱

enticement

اغوا، فریب، به دام انداختن

۱۲

bamboozlement

ریشخند، فریب

۱۳

dissimulation

دورویى، فریب

۱۴

hype

(زبان عامیانه) زیر جلدى، اعتیاد به مواد مخدره، معتاد به مواد مخدره

۱۵

trimming

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim خودمانی‌