فرهنگ آریانپور
السیر - سریع -
#۱۴٬۵۶۶
fast
تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً
racer
مسابقه گذار، مسابقه دهنده، سریع السیر، تندرو
flying
(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ fly
speedy
(speediness =) ـ سریع السیر، سریع، چابک، سرعت
express
بیان کردن، سریع، اظهار داشتن، ادا کردن، سریع السیر، صریح، روشن، ابراز کردن
posthaste
پیک تندرو، فورى، آنى، سریع السیر، باعجله
speediness
(speedy =) ـ سریع السیر، سریع، چابک، سرعت