فرهنگ آریانپور
الزام
#۱۴٬۵۳۷
tie
دستمال گردن، کراوات، بند، گره، قید، الزام، علاقه، رابطه، برابرى، تساوى بستن، گره زدن، زدن
committal
(commitment =) ـ سرسپردگى، ارتکاب، حکم توقیف، تعهد، الزام
commitment
سرسپردگى، ارتکاب، حکم توقیف، تعهد، الزام
requirement
نیاز، لازم، مقرره، دربایست، نیازمندى، تقاضا، احتیاج، الزام، ایجاب، التزام
demand
تقاضا، نیاز، مطالبه کردن، خواستار شدن، درخواست، مطالبه، طلب، تقاضا کردن
liability
مسئولیت، دین، بدهى، فرض، شمول، احتمال، (در محاسبات) بدهکارى، استعداد، سزاوارى
constraint
قید، محدودیت، اجبار، اضطرار، فشار، گرفتارى، توقیف
incumbency
تصدى، عهده دارى، وظیفه، لزوم، وجوب
indication
نشان، اشاره، دلالت، اشعار، نشانه، نماینده
obligation
التزام، محظور، وظیفه
stipulation
قید، قرار، تصریح، شرط ضمن عقد، ماده، قرار داد