فرهنگ آریانپور
الحاقی
#۱۴٬۴۷۷
adjunct
الحاقى، افزوده، فرعى، ملازم، ضمیمه، معاون، یار، کمک (دستور زبان، منطق) فرع، قسمت الحاقى، صفت فرعى
adjoint
همدست، کمک، مشوق، ضمیمه، معاون، یار، دستیار، معاون استاد، الحاقى
appendant
ضمیمه، الحاقى
extension
اضافى، الحاقى، کشش، تمدید، بسط، توسعه، گسترش، توسیع، تعمیم، تلفن فرعى
adventitious
نابجا، عارضى، خارجى، الحاقى، اکتسابى، غیر موروثى
incorporative
وابسته به الحاق، الحاقى، مشارکت
addition
افزایش، اضافه، لقب، متمم اسم، اسم اضافى، ضمیمه، (ریاضى) جمع (زدن)، (شیمى) ترکیب چند ماده با هم