فرهنگ آریان‌پور

فراوردن

#۱۴۴٬۶۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

produce

تولید کردن، عمل آوردن، فرآوردن، محصول، ارائه دادن، زائیدن

۲

breed

(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه

۳

generate

تولید کردن، زائیدن، زادن، احداث کردن، به وجود آوردن، تناسل کردن، حاصل کردن، تولید نیرو کردن

۴

fecundate

بارور کردن، آبستن کردن، گشنیدن

۵

manufacture

ساختن، جعل کردن، تولید کردن، ساخت، مصنوع، تولید