فراوان
#۱۴۴٬۶۷۲
galore
فراوان، بسیار، سرشار
plenty
فراوان، بسیار، فراوانى، بسیارى، کفایت، به مقدار فراوان واژه هاى شامل
copious
فراوان، مفصل، زیاد، خیلى
fulsome
فراوان، مفصل، فربه، شهوانى، تهوع آور، زننده، اغراق آمیز، غلیظ، زیاد، زشت، پلید
affluent
فراوان، دولتمند
ample
فراخ، پهناور، وسیع، فراوان، مفصل، پر، بیش از اندازه
feisty
عصبانى، حساس، فراوان، چابک
oodles
(oodlins =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته
oodlins
(oodles =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته
abundant
بسیار، فراوان، وافر
bounteous
بخشنده، سخى، با سخاوت، فراوان، پربرکت
plentiful
وافر، فراوان
luxuriance
پرنعمتى، وفور، فراوانى، پربرکتى، شکوه و جلال، فراوان، حاصلخیزى، انبوهى
all out
با منت هاى کوشش، به مقدار زیاد، فراوان، باشدت تمام
lots
بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن lot