فرهنگ آریان‌پور

فراهم‌ اوردن

#۱۴۴٬۶۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

assemble

همگذاردن، سوار کردن، فراهم آوردن، انباشتن، گرد آوردن، جفت کردن، جمع شدن، گرد آمدن، انجمن کردن، ملاقات کردن

۲

obtain

به دست آوردن، فراهم کردن، گرفتن

۳

accumulate

انباشتن، جمع شده، جمع شونده، اندوختن، روى هم انباشتن