فرهنگ آریان‌پور

فراهم امدن

#۱۴۴٬۶۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

forgather

فراهم آمدن، گرد آمدن، اجتماع کردن

۲

troop

گروه، دسته، عده سربازان، استواران، گرد آوردن، فراهم آمدن، دسته دسته شدن، رژه رفتن