فرهنگ آریان‌پور

فرانما

#۱۴۴٬۶۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

schedule

فرانما، جدول، صورت، فهرست، برنامه، در برنامه گذاردن، صورت یا فهرستى ضمیمه کردن، برنامه ریزى کردن، برنامه زمانى، زمان بندى کردن

۲

transparent

پشت نما، شفاف، نور گذران، فرانما، پیدا، ناپیدا

۳

sheer

صرف، محض، خالص، راست، تند، مطلق، به طور عمود، یک راست، پاک، بکلى، مستقیما، ظریف، پارچه ظریف، حریرى، برگشتن، انحراف حاصل کردن، کنار رفتن، کنار زدن آب‌ یا آبگونه‌

۴

lucid

شفاف، روشن، واضح، درخشان، زلال، براق، سالم seethrough

۵

limpid

زلال، صاف، ناب، روشن، خالص

۶

diaphanous

روشن، شفاف

۷

crystalline

بلورین، شفاف، متبلور، واضح