فرهنگ آریان‌پور

فراگرفتن

#۱۴۴٬۵۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

form

ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن

۲

learn

(past: learned, learnt ; past participle: learned, learnt) ـ فراگرفتن، آموختن، یاد گرفتن، آگاهى یافتن، فرا گرفتن، خبر گرفتن، فهمیدن، دانستن

۳

absorb

درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن، فراگرفتن، جذب شدن (غدد)، کاملاً فروبردن، تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در

۴

engulf

غرق کردن در، غوطه ور ساختن، توى چیزى فروبردن، فراگرفتن، خروشان کردن

۵

beseige

محاصره کردن، احاطه کردن، فراگرفتن

۶

envelop

پیچیدن، پوشاندن، درلفاف گذاشتن، فراگرفتن، دورچیزى را گرفتن، احاطه کردن

۷

cover

پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت

۸

stalk

خرامیدن، قدم زدن و حرکت کردن با احتیاط، راه رفتن (ارواح وشیاطین)، کمین کردن، ساق، ساقه، پایه، چیزى شبیه ساقه

۹

swamp

سیاه آب، مرداب، باتلاق، در باتلاق فرو بردن، دچار کردن، مستغرق شدن

۱۰

devour

بلعیدن، فرو بردن، حریصانه خوردن

۱۱

pervade

فراوان یا شایع بودن، نفوذ کردن، بداخل راه یافتن، پخش شدن

۱۲

receive

دریافت کردن، گرفتن، رسیدن، پذیرفتن، پذیرایى کردن از، جا دادن، وصول کردن