فرهنگ آریان‌پور

فراکاشتن

#۱۴۴٬۵۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

transplantation

فراکاشتن، پیوند، جابجا سازى، قلمه زنى، نشاکارى

۲

transplant

نشا کردن، درجاى دیگرى نشاندن، مهاجرت کردن، کوچ دادن، نشاء زدن، (جراحى) پیوند زدن، عضو پیوند شده، فراکاشتن