فرهنگ آریان‌پور

فرازین

#۱۴۴٬۴۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۲

tall

بلند، قد بلند، بلند بالا، بلند قد، اغراق آمیز، گزاف، شاق، آدم یا چیز بلند قد

۳

lofty

ارجمند، رفیع، عالى، بلند، بزرگ، بلند پایه، مغرورانه

۴

upper

بالایى، فوقانى، زبرین، بالا رتبه، بالاتر، رویه

۵

upward

(upwards =) ـ بالایى، رو به بالا، رو به ترقى، به طرف بالا

۶

eminent

برجسته، بلند، متعال، (مجازى) بزرگ، والا مقام، هویدا eminent capstone elevated

۷

overhead

بالاسرى، هوایى، بالا، دربالاى سر، مخارج کلى، سرجمع

۸

superior

بالایى، بالاتر، مافوق، ارشد، برتر، ممتاز