فرهنگ آریان‌پور

فرازیدن

#۱۴۴٬۴۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

ascend

فرازیدن، بالا رفتن، صعود کردن، بلند شدن، جلوس کردن بر

۲

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز

۳

arise

(past: arose ; past participle: arisen) ـ برخاستن، بلند شدن، رخ دادن، ناشى شدن، به وجود آوردن، برآمدن، طلوع کردن، قیام کردن، طغیان کردن

۴

climb

بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن

۵

elevate

بلند کردن، بالا بردن، ترفیع دادن، عالى کردن، نشاط دادن، افراشتن

۶

overtop

برتى جستن بر، فائق آمدن بر، بلندتر بودن

۷

dominate

چیره شدن، حکمفرما بودن، تسلط داشتن، تفوق یافتن

۸

overlook

مسلط یا مشرف بودن بر، چشم پوشى کردن، چشم انداز