فرهنگ آریان‌پور

فرازی

#۱۴۴٬۴۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ascending

فرازیدن، بالا رفتن، صعود کردن، بلند شدن، جلوس کردن بر

۲

up

بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)

۳

high

فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53) highness

۴

height

بلندى، رفعت، ارتفاع، جاى مرتفع، آسمان، عرش، منتها درجه، تکبر، در بحبوحه، (در جمع) ارتفاعات، عظمت

۵

altitude

فرازا، بلندى، ارتفاع، فراز، منتها درجه، مقام رفیع، منزلت