فراز
#۱۴۴٬۴۱۰
high
فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53)
ascendancy
فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا
ascendency
فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا
up
بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)
loft
اتاق زیر شیروانى، اتاق نزدیک سقف، کبوترخانه، آسمان، فراز، سقف، بلند کردن، در زیر شیروانى قرار دادن، توپ هوایى زدن
ascent
سربالایى، فراز، صعود، ترقى، عروج، فرازروى
phrase
عبارت، تعبیر، اصطلاح، فراز، عبارت سازى، کلمه بندى، سخن موجز، پند و امثال بعبارت درآوردن، تعبیر درآوردن، تعبیر کردن، کلمه بندى کردن
accolade
سر بالایى، فراز، سختى، مراسم اعطاى منصب شوالیه یا سلحشورى و یا شهسوارى، (موسیقى) خط اتصال، آکولاد، خط ابرو (به این شکل " { } ")
altitude
فرازا، بلندى، ارتفاع، فراز، منتها درجه، مقام رفیع، منزلت
slope
شیب، سرازیرى، شیب دار، زمین سراشیب، سربالایى، کجى، انحراف، سراشیب کردن، سرازیر شدن supra top
eminent
برجسته، بلند، متعال، (مجازى) بزرگ، والا مقام، هویدا
overhead
بالاسرى، هوایى، بالا، دربالاى سر، مخارج کلى، سرجمع