فرهنگ آریان‌پور

فراز

#۱۴۴٬۴۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

high

فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53)

۲

ascendancy

فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا

۳

ascendency

فراز، علو، بالا، تعالى، سلطه، تفوق، مزیت، استیلا

۴

up

بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)

۵

loft

اتاق زیر شیروانى، اتاق نزدیک سقف، کبوترخانه، آسمان، فراز، سقف، بلند کردن، در زیر شیروانى قرار دادن، توپ هوایى زدن

۶

ascent

سربالایى، فراز، صعود، ترقى، عروج، فرازروى

۷

phrase

عبارت، تعبیر، اصطلاح، فراز، عبارت سازى، کلمه بندى، سخن موجز، پند و امثال بعبارت درآوردن، تعبیر درآوردن، تعبیر کردن، کلمه بندى کردن

۸

accolade

سر بالایى، فراز، سختى، مراسم اعطاى منصب شوالیه یا سلحشورى و یا شهسوارى، (موسیقى) خط اتصال، آکولاد، خط ابرو (به این شکل " { } ")

۹

altitude

فرازا، بلندى، ارتفاع، فراز، منتها درجه، مقام رفیع، منزلت

۱۰

slope

شیب، سرازیرى، شیب دار، زمین سراشیب، سربالایى، کجى، انحراف، سراشیب کردن، سرازیر شدن supra top

۱۱

eminent

برجسته، بلند، متعال، (مجازى) بزرگ، والا مقام، هویدا

۱۲

overhead

بالاسرى، هوایى، بالا، دربالاى سر، مخارج کلى، سرجمع