واژههای فارسی←فراری از خدمت نظامفرهنگ آریانپورفراری از خدمت نظام#۱۴۴٬۳۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱slackerکسى که از انجام وظیفه شانه تهى کند، آدم سست و بى حال، سست کننده، دریچه، فرارى از خدمت نظامواژههای نزدیک در الفبافرا نگرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرا نهادن - قدم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرا نهشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرابردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرابنفشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیفرابودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر