فرهنگ آریان‌پور

فرار

#۱۴۴٬۳۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

subtile

فرار، ظریف، محیل، مکار، حیله گر، زیرک

۲

volatile

فرار (farraar)، بخار شدنى، سبک، لطیف، فرار

۳

breakaway

فرار، استعفاء، جدایى، هجوم وحشیانه گله گوسفند و گاو، رم

۴

guy

شخص، مرد، یارو، فرار، گریز، با طناب نگه داشتن، با تمثال نمایش دادن، استهزاء کردن، جیم شدن

۵

lam

(زبان عامیانه) فرار کردن گریختن، فرار، زدن

۶

loup

(اسکاتلند) خیز، فرار، گریز، خیززدن، فرار کردن، ذره بین کوچک

۷

scape

(جانور شناسى) میله، سابقه، مفصل اصلى، سابقه پر، فرار، وسیله فرار، هوس، وسواس، پشت پا زنى، لگد زنى، فرار کردن

۸

escape

رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى

۹

evasive

گریزان، فرار، طفره زن

۱۰

defection

پناهندگى، فرار، ارتداد، عیب

۱۱

desertion

ترک خدمت، گریز، فرار، بى وفایى

۱۲

escapement

گریز، فرار، رهایى، چرخ دنگ، مخرج

۱۳

get away

(getaway =) ـ آغاز، گریز، فرار، برگ، دور شو، گم شو

۱۴

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۱۵

retreat

عقب نشینى کردن، عقب نشینى، کناره گیرى، گوشه عزلت، انزوا، عقب نشاندن، پس گرفتن، عقب زدن

۱۶

elusion

گریز، طفره، اغفال، اجتناب