فرهنگ آریانپور
فراخور
#۱۴۴٬۳۳۰
befitting
فراخور، شایستگى، درخور، شایسته، برازنده
worthy
شایسته، لایق، شایان، سزاوار، مستحق، فراخور
condign
سزاوار، فراخور، مناسب
idoneous
مناسب، جور، درخور، مختص، مخصوص، فراخور
suitable
درخورد، مناسب، شایسته، فراخور، مقتضى
proportionate
متناسب، درخور، فراخور، متناسب کردن
relative
نسبى، خویشاوند، راجع، منسوب، وابسته، خودى
congenial
همخو، هم مشرب، داراى تجانس روحى، هم سلیقه
deserving
سزیدن، سزاوار بودن، شایستگى داشتن، لایق بودن، استحقاق داشتن
harmonious
خوش آهنگ، خوش صدا، موزون، موافق