فرهنگ آریان‌پور

فراخور

#۱۴۴٬۳۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

befitting

فراخور، شایستگى، درخور، شایسته، برازنده

۲

worthy

شایسته، لایق، شایان، سزاوار، مستحق، فراخور

۳

condign

سزاوار، فراخور، مناسب

۴

idoneous

مناسب، جور، درخور، مختص، مخصوص، فراخور

۵

suitable

درخورد، مناسب، شایسته، فراخور، مقتضى

۶

proportionate

متناسب، درخور، فراخور، متناسب کردن

۷

relative

نسبى، خویشاوند، راجع، منسوب، وابسته، خودى

۸

congenial

همخو، هم مشرب، داراى تجانس روحى، هم سلیقه

۹

deserving

سزیدن، سزاوار بودن، شایستگى داشتن، لایق بودن، استحقاق داشتن

۱۰

harmonious

خوش آهنگ، خوش صدا، موزون، موافق