فرهنگ آریان‌پور

فراخوانی

#۱۴۴٬۳۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى

۲

draft

(draught) ـ (انگلیس) آماده کردن، از بشکه ریختن، حواله، برات، برات کشى، طرح، مسوده، پیش نویس، (علوم نظامى) برگزینى، انتخاب، چرک نویس، طرح کردن

۳

muster

(ارتش) لیست اسامى، فراخواندن، احضار کردن، جمع آورى کردن، جمع شدن، جمع آورى، اجتماع، آرایش، صف

۴

calling

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى call

۵

evocation

(حقوق) احاله به دادگاه بالاتر، احضار، احاله ى پرونده، یادگار

۶

induction

قیاس، قیاس کل از جزء، استنتاج، القاء، ایراد، ذکر، پیش سخن، مقدمه، استقراء

۷

elicitation

استحراج، استنباط

۸

convocation

انجمن، مجلس، جلسه عمومى دانشجویان