فرهنگ آریانپور
فراخواندن
#۱۴۴٬۳۰۹
evoke
احضار کردن، فراخواندن، برگرداندن، بیرون کشیدن
muster
(ارتش) لیست اسامى، فراخواندن، احضار کردن، جمع آورى کردن، جمع شدن، جمع آورى، اجتماع، آرایش، صف
recall
به یاد آوردن، فراخواندن، معزول کردن
summon
فراخوانى، احضار، فرا خواستن، فراخواندن، احضار قانونى کردن
cite
ذکر کردن، اتخاذ سند کردن، گفتن
call
فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى
hail
تگرگ، طوفان تگرگ، تگرگ باریدن : سلام، درود، خوش باش، سلام برشما باد، سلام کردن، صدا زدن، اعلام ورود کردن (کشتى) ـ
beckon
اشاره، اشاره کردن (با سر یا دست)، با اشاره صدا زدن
elicit
بیرون کشیدن، استخراج کردن، استنباط کردن
invite
دعوت کردن، طلبیدن، خواندن، وعده گرفتن، مهمان کردن، وعده دادن
invoke
دعا کردن به، طلب کردن، به التماس خواستن، احضار کردن
convoke
براى تشکیل جلسه و شورا یا کمیسیون دعوت کردن