فرهنگ آریان‌پور

فراخوان

#۱۴۴٬۳۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

muster

(ارتش) لیست اسامى، فراخواندن، احضار کردن، جمع آورى کردن، جمع شدن، جمع آورى، اجتماع، آرایش، صف

۲

recall

به یاد آوردن، فراخواندن، معزول کردن

۳

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى

۴

rally

صف آرایى کردن، دوباره جمع آورى کردن، دوباره به کار انداختن، نیروى تازه دادن به، گرد آمدن، سرو صورت تازه گرفتن، پشتیبانى کردن، تقویت کردن، بالا بردن قیمت

۵

summons

خواست برگ، احضاریه، احضار، دعوت

۶

citation

ذکر، نقل قول، (حقوق) احضار، احضار به بازپرسى، (علوم نظامى) تقدیر از خدمات، تقدیر رسمى

۷

evocative

احضار کننده، مهیج

۸

invitation

دعوت، وعده خواهى، وعده گیرى، جلب