فرهنگ آریان‌پور

فراخنا

#۱۴۴٬۲۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

span

محدوده، گستردگى، پوشش، اندازه، ظرفیت، وجب، یک وجب، مدت معین، فاصله معین، وجب کردن، اندازه گرفتن، پل بستن، تاق بستن

۲

yawn

دهن دره کردن، خمیازه کشیدن، با حال خمیازه سخن گفتن، دهن دره

۳

arena

پهنه، میدان مسابقات (در روم قدیم)، عرصه، گود، (کشتى گیرى یا مبارزه)، صحنه، آرن