فرهنگ آریان‌پور

فراخ

#۱۴۴٬۲۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ample

فراخ، پهناور، وسیع، فراوان، مفصل، پر، بیش از اندازه

۲

spacious

فراخ، جادار، وسیع، جامع، گشاد، فضادار، مفصل

۳

wide

پهن، عریض، گشاد، فراخ، وسیع، پهناور، زیاد، پرت، کاملاً باز، عمومى، نامحدود

۴

capacious

گنجا، جادار، گنجایش دار، گشاد، فراخ، وسیع

۵

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۶

expansion

توسعه، بسط، انبساط

۷

commodious

جادار، به کار خور، مقرون بصرفه، سودمند