فرهنگ آریانپور
فراخ
#۱۴۴٬۲۷۹
ample
فراخ، پهناور، وسیع، فراوان، مفصل، پر، بیش از اندازه
spacious
فراخ، جادار، وسیع، جامع، گشاد، فضادار، مفصل
wide
پهن، عریض، گشاد، فراخ، وسیع، پهناور، زیاد، پرت، کاملاً باز، عمومى، نامحدود
capacious
گنجا، جادار، گنجایش دار، گشاد، فراخ، وسیع
loose
شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن
expansion
توسعه، بسط، انبساط
commodious
جادار، به کار خور، مقرون بصرفه، سودمند