فرهنگ آریانپور
فر زدن
#۱۴۴٬۱۷۸
frizz
فر، جعدوشکن گیسو، فر زدن، جلز و ولز (در موقع سرخ کردن غذا)
singe
سوختگى سطحى، سوختن، بو دادن، به طور سطحى سوختن، داغ کردن، فر زدن
frizzle
جلز و و ولز، غذا را سرخ کردن، جزجز کردن، فر زدن، فر
wave
موج، خیزاب، فر موى سر، دست تکان دادن، موجى بودن، موج زدن، جنباندن