فرهنگ آریان‌پور

فتور

#۱۴۴٬۰۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

languor

مستى، ضعف، فتور، ماندگى، پژمردگى

۲

weakness

ضعف، سستى، بى بنیه گى، فتور، عیب، نقص

۳

discouragement

دلسردى، فتور، یاس

۴

failing

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن fail