فرهنگ آریان‌پور

فایده

#۱۴۳٬۹۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

advantage

فایده، صرفه، سود، برترى، بهترى، مزیت، تفوق مزیت دادن، سودمند بودن، مفید بودن

۲

boot

پوتین یا چکمه، (مجازى) اخراج، چاره یا فایده، لگدزدن، با سر چکمه و پوتین زدن boot عامیانه‌

۳

avail

سودمند بودن، به درد خوردن، داراى ارزش بودن، در دسترس واقع شدن، فایده بخشیدن، سود، فایده، استفاده، کمک، ارزش

۴

fruit

میوه، بر، سود، فایده، فرزند، میوه دادن، ثمر

۵

profit

سود، نفع، سود بردن، فایده، منفعت، مزیت، برترى، منفعت بردن، فایده رساندن، عایدى داشتن

۶

utility

سودمندى، مفیدیت، سود، فایده، صنایع همگانى (مثل برق و تلفن)، کاربردپذیرى

۷

boon

استدعا، فرمان یا دستورى به صورت استدعا، عطیه، لطف، احسان، بخشش

۸

effect

اثر، نتیجه، اجرا کردن، معنى، مفهوم، نیت، مفید، کار موثر، عملى کردن، معلول

۹

efficacy

اثر، تاثیر، سودمندى، درجه تاثیر

۱۰

percentage

برحسب درصد، صدى چند، قسمت، مقدار، در صد