فرهنگ آریان‌پور

التماس‌ کردن

#۱۴٬۳۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

conjure

التماس کردن به، سوگند دادن، جادو کردن

۲

beseech

(past: beseeched, besought ; past participle: beseeched, besought) ـ در جستجوى چیزى بودن، التماس کردن، تقاضا کردن، استدعا کردن

۳

implore

درخواست کردن از، عجز و لابه کردن به، التماس کردن به، استغاثه کردن از

۴

entreat

درخواست کردن (از) التماس کردن، (به) لابه کردن، استدعا کردن

۵

solicit

درخواست کردن، التماس کردن، خواستن، تقاضا کردن، جلب کردن، تشجیع کردن، خواستار بودن، بیرون کشیدن، وسوسه کردن

۶

supplicate

درخواست کردن، التماس کردن، استدعا کردن

۷

beg

خواهش کردن (از)، خواستن، گدایى کردن، استدعا کردن، درخواست کردن

۸

plead

(past: pleaded, pled ; past participle: pleaded, pled) ـ در دادگاه اقامه یا ادعا کردن، درخواست کردن، لابه کردن، عرضحال دادن

۹

adjure

سوگند دادن، قسم دادن، لابه کردن، تقاضا کردن، به اصرار تقاضا کردن (از)