فرهنگ آریانپور
فاق
#۱۴۳٬۷۷۵
split
(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک
rabbet
کنش کاو، داراى کنش کاو کردن، با کنش کاو به هم پیوستن، جفت کردن نر و مادگى یاکام و زبانه لبه تخته و امثال آن
mortise
(mortice =) ـ مادگى زبانه، کام، جاى زبانه، جفت کردن، با کام محکم کردن
fissure
شکاف، چاک، شقاق، گودى، شکافتن