فرهنگ آریان‌پور

فاق

#۱۴۳٬۷۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

split

(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک

۲

rabbet

کنش کاو، داراى کنش کاو کردن، با کنش کاو به هم پیوستن، جفت کردن نر و مادگى یاکام و زبانه لبه تخته و امثال آن

۳

mortise

(mortice =) ـ مادگى زبانه، کام، جاى زبانه، جفت کردن، با کام محکم کردن

۴

fissure

شکاف، چاک، شقاق، گودى، شکافتن