فرهنگ آریان‌پور

فاضل

#۱۴۳٬۷۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

residue

پس مانده، تفاله مانده، قسمت باقى مانده، فاضل، زیادتى، ته نشین، مانده، باقیمانده، پس ماند، آزاد

۲

virtuosa

(virtuosic =) ـ زن خوش قریحه، با ذوق، فاضل، با فضیلت

۳

scholarly

دانشمند، فاضل، پژوهشگر، دانشمندانه

۴

virtuosic

(virtuosa =) ـ زن خوش قریحه، با ذوق، فاضل، با فضیلت

۵

separative

جدا سازنده، (ریاضى) فاضل، تجزیه طلب، حاکى از جدایى

۶

learned

(past: learned, learnt ; past participle: learned, learnt) ـ فراگرفتن، آموختن، یاد گرفتن، آگاهى یافتن، فرا گرفتن، خبر گرفتن، فهمیدن، دانستن

۷

lettered

حرف، نویسه، حرف الفبا، حرف چاپى، نامه، مراسله، کاغذ، ادبیات، آثار ادبى، معرفت، دانش، با حروف نوشتن، با حروف علامت گذاشتن، اجازه دهنده letter

۸

accomplished

انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن

۹

knowledgeable

بصیر، مطلع، وارد به کار، قابل درک، باهوش، زیرک