فرهنگ آریان‌پور

التزام بودن - در -

#۱۴٬۳۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

pursuivant

مامور ابلاغ یا اخطاریه، نامه رسان، مامور، پیشخدمت، در التزام بودن، رسالت کردن