فرهنگ آریان‌پور

فاصله دار کردن

#۱۴۳٬۷۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

interspace

فاصله دار کردن، فاصله، مدت، فرجه، فاصله بین دو چیز

۲

space

فضا، وسعت، مساحت، جا، فاصله، مهلت، فرصت، مدت معین، زمان کوتاه، دوره، درفضا جا دادن، فاصله دادن، فاصله داشتن، فاصله گذاشتن