فرهنگ آریان‌پور

التزام

#۱۴٬۳۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

obligation

التزام، محظور، وظیفه

۲

recognizance

التزام، تعهد نامه، سپرده التزامى، وجه الضمانه

۳

requirement

نیاز، لازم، مقرره، دربایست، نیازمندى، تقاضا، احتیاج، الزام، ایجاب، التزام bonds