فرهنگ آریانپور
فاصل
#۱۴۳٬۶۶۳
interface
فضال، میانجى، وصل کردن از راه فاصل
disjunctive
فصلى، جدا سازنده، فاصل، حرف عطفى که بظاهر پیوند مى دهد و در معنى جدا مى سازد (مثل but)، داراى دو شق مختلف
separation
جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال
#۱۴۳٬۶۶۳
فضال، میانجى، وصل کردن از راه فاصل
فصلى، جدا سازنده، فاصل، حرف عطفى که بظاهر پیوند مى دهد و در معنى جدا مى سازد (مثل but)، داراى دو شق مختلف
جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال