فرهنگ آریان‌پور

فاصل

#۱۴۳٬۶۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

interface

فضال، میانجى، وصل کردن از راه فاصل

۲

disjunctive

فصلى، جدا سازنده، فاصل، حرف عطفى که بظاهر پیوند مى دهد و در معنى جدا مى سازد (مثل but)، داراى دو شق مختلف

۳

separation

جدایى، تفکیک، فراق، دورى، متارکه، انفصال