فرهنگ آریان‌پور

فاش‌ کردن

#۱۴۳٬۶۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

disclose

فاش کردن، باز کردن، آشکار کردن

۲

reveal

آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن

۳

unbosom

راز خود را فاش کردن، اسرار دل را گفتن

۴

show

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات

۵

impart

سهم بردن، بهره مند شدن از، رساندن، ابلاغ کردن، افشاء کردن، بیان کردن، سهم دادن، بهره مند ساختن، افاضه کردن