فرهنگ آریانپور
فاش کردن
#۱۴۳٬۶۵۱
disclose
فاش کردن، باز کردن، آشکار کردن
reveal
آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن
unbosom
راز خود را فاش کردن، اسرار دل را گفتن
show
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات
impart
سهم بردن، بهره مند شدن از، رساندن، ابلاغ کردن، افشاء کردن، بیان کردن، سهم دادن، بهره مند ساختن، افاضه کردن