فرهنگ آریانپور
فاحش
#۱۴۳٬۵۳۶
egregious
فاحش، بزرگ، برجسته، نمایان، انگشت نما
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار
tremendous
شگرف، ترسناک، مهیب، فاحش، عجیب، عظیم
gross
ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن
crying
فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن cry
flagrant
آشکار، برملا، انگشت نما، رسوا، وقیح، زشت
grievous
شدید، دردناک، تالم آور، اندوه آورد
conspicuous
انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور