فرهنگ آریان‌پور

فاحش

#۱۴۳٬۵۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

egregious

فاحش، بزرگ، برجسته، نمایان، انگشت نما

۲

heavy

سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار

۳

tremendous

شگرف، ترسناک، مهیب، فاحش، عجیب، عظیم

۴

gross

ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن

۵

crying

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن cry

۶

flagrant

آشکار، برملا، انگشت نما، رسوا، وقیح، زشت

۷

grievous

شدید، دردناک، تالم آور، اندوه آورد

۸

conspicuous

انگشت نما، پدیدار، آشکار، توى چشم خور