فرهنگ آریان‌پور

غیظ

#۱۴۳٬۵۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

dudgeon

غیظ، رنجش، اوقات تلخى، دسته خنجر

۲

fury

غضب، غیظ، هیجان شدید و تند، خشم، درنده خویى، روح انتقام، آشوب، اضطراب، شدت

۳

wrath

خشم، غضب، غیظ، اوقات تلخى زیاد، قهر

۴

tantrum

کج خلقى، اوقات تلخى، خشم، غیظ، قهر

۵

viscose

چسبناک، لزج، غیظ، پرقوام، ناروان

۶

ire

خشم، غضب، عصبانیت، از جا در رفتگى

۷

pout

لب کلفتى، جلو آمدگى لبها، لب و لوچه را جمع کردن، لب را به زیر آویختن، اخم کردن

۸

tiff

کدورت، کج خلقى، کج خلقى کردن

۹

peeve

کج خلق کردن، آزردن، کینه، غرض

۱۰

dander

سوخته و خاکستر شده، شوره سر، خشم و غضب، هرزه گرد

۱۱

ruffle

موجدار کردن (مثل باد بر آب)، بر هم زدن، ناصاف کردن، ناهموار کردن، ژولیده کردن، گره زدن، برآشفتن، تلاطم sullenness

۱۲

outrage

تخطى، غضب، هتک حرمت، از جا در رفتن، سخت عصبانى شدن، بى حرمت ساختن، بى عدالتى کردن

۱۳

conniption

حمله صرع

۱۴

resentment

رنجش، خشم، غیض