فرهنگ آریانپور
غیرعملی
#۱۴۳٬۴۲۸
abstract
چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى
fantastic
خیالى، خارق العاده
inoperable
غیر قابل جراحى، به کار نیداختنى، عمل ناپذیر، غیردایر
impractical
غیر عملى، نشدنى