فرهنگ آریان‌پور

غیردایر

#۱۴۳٬۴۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

inoperable

غیر قابل جراحى، به کار نیداختنى، عمل ناپذیر، غیردایر

۲

inoperative

غیر عملى، غیر موثر، باطل، نامعتبر، پوچ، غیر قابل استفاده، بى اثر، غیردایر